شهید

حسین جواهریان یزدی

تاریخ شهادت: ۲۵ دی ۱۳۶۶
دوره ۴ مدرسه مفید

بسم رب الشهداء و الصدیقین
ولاتقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء و لکن لا تشعرون

شهادت می دهم به یگانگی ذات اقدس حق «جل و علی» و به رسالت و بعثت نبی اکرم محمد بن عبدالله(ص) خاتم نبیین سید المرسلین و شهادت می دهم به امامت امیر المؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام  و یازده فرزند گرامیش که همگی معصوم وحجت خدایند بر اهل ارض و شهادت می دهم بر عصمت صدیقه کبری سلام الله علیها دخت گرامی پیامبر اکرم صل الله علیه و اله و بر مظلومیت آن عزیز که نور چشم رسول اکرم بود و پارة قلب آن جناب بنده را توان و لیاقت آن نیست که وصیتی کنم و یا رهنمودی بدهم وصیتها را امیر المؤمنین و ائمه اطهار علیه السلام و امام امت و شهدای والاقدر گفته اند و نوشته اند و شنیده اند لکن ادای دینی است و انتقال آنچه را که از عمری غفلت بدست آورده ام امید که شما قدم در صراط مستقیم نهید و در همه کار بنده را عبرت برای خود بدانید

بزرگان دنبال کسب معرفت نسبت به الله ،کلام الله و معصومین واهل البیت سلام الله علیهم  باشید که معرفت مقدمه محبت است و محبت زمینه ساز همرنگی بندگی است إنشاء الله

عزیزان انقلاب اسلامی را که شجره طیبه ای است پا گرفته از خون شهیدان بسیار به رهبری زعیم عزیز امام خمینی و اکنون بیش از هر زمان محتاج به کمک . محافظت است اگر با خون خود یاری نمی کنید لااقل با عمل و زبانتان لطمه به این نو بنیاد نزنید که در پیشگاه حضرت حق و معصومان علیهم السلام جوابی نخواهید الّا سرافکندگی به نظر حقیر جنگ الان رگ حیاتی این درخت است و کسی که نسبت به آن بی اهمیتی کند اگر مغرض نباشد یقیناً نادان است ودر ضلالت ، خانواده های شهدا و اسرا و مفقودان و همچنین جنبازان انقلاب و جنگ را احترام فراوان کنید که احترام به اهل بیت سلام الله علیهم می باشد

خانواده ی گرامی ام زبان من در مقابل شما سنگ است چرا که در ادای حق شما بسیار سهل انگاری نموده ام و هم پیش شما و هم نزد قرآن و اله شرمنده ام چرا که امر شده بودم به” برالوالدین” لکن همیشه باعث زحمت شما بوده ام و وسیله ناراحتی تان را در از دست دادن من زیاد ناراحت نباشید که امانتی بودم و بحق شما در حفظ این امانت بس کوشا این را بدانید که من هر بار دوستی را از دست می دادم جان داده بودم زیرا آنان بهترین دوستان من بودم و من در ادای حقشان کمترین.

صبر را پیشه خود سازید که خدا دوستدار صابران است حافظ حرمت خون شهیدان باشید و دیگر فرزندتان را ادامه دهنده راه شهدا تربیت کنید و یقین بدانید که ذات اقدس جانشین شهید است در خانواده او پس صلاحیت همنشینی با حضرتش را در خود حفظ کنید که بهترین توشه است

دوستان عزیزم در تخلص به اخلاق الهی بکوشید و سعی کنید در انجام  مستحبات و ترک مکروهات از یکدیگر پیشی بگیرید (تا چه رسد به واجبات و محرمات) چرا که کار مشکل است و فقط کم دنباله رو امام امت باشید و خود را نوکر انقلاب بدانید و در آخر پیرو راه شهیدان باشید.

پروردگارا خود بهتر می دانی که در این عمر پر گناه از تو چیزی جز معرفت و محبت به خودت و کتابت و معصومان علیهم السلام را و جز عزت و همت شیعه علی بن ابی طالب علیه السلام را نخواسته ام امیدوارم  که عنایت کنی و در این اواخر عطایم کنی همیشه مرا دعا کنید.

وصیت من به پدر و مادرم و اقوامم اینست که اگر لیاقت پیدا کردم و خدا طلبیدم در شهادتم صبر کنند و بی تابی نکنند زیرا که پسرشان عاشق بود و با این تغییر لباس و حالت به معشوق خود رسید ،حال بعد از شهادتش به بهترین نعمات الهی که همان رضای خداست رسیده است ، ولی نمی گویم که گریه نکنید ، زیرا همین گریه هاست که اسلام را زنده نگاه داشته است و گریه را برای شخص من نکنید ، برای مظلومیت مولایم امام حسین (ع) و شهدای گمنام و مفقود الاثر ها کنید و بهترین گریه برای من ادامه راهم است .

پس از پدر و مادرم و همچنین  اقوام خواهش می کنم که حلالم کنند و اگر خطایی دیده اند به بزرگواری خود مرا ببخشید زیرا که در آن دنیا خیلی همت کنم جواب اعمال خود را در برابر خداوند متعال بتوانم بدهم و دیگر جواب شما را نمی توانم که بدهم و از شما خواهش می کنم که اگر هر گونه حسابی روی من باز کرده بودید آنرا ببندید که من راه خود را پیدا کردم و خواهش می کنم حامد و حمید  را طوری تربیت کنید که راه برادرشان را ادامه دهند .همچنین از شما می خواهم که تا آخرین نفس حامی این انقلاب اسلامی و ولایت فقیه باشید و اگر کمبودی و نقطه ضعفی وجود دارد روی آن تکیه نکرده و آنرا بزرگ نکنید بلکه سعی کنید از مرحله حرف خارج شده و به مرحله عمل وارد شوید و بیشتر به نکات قوت بپردازید و اگر خواستید مجلس ختمی بگیرید مجلس را به نام شهیدان گمنام و مفقود الاثرها که هیچ عزاداری و مجلسی به یاد بودشان گرفته نمی شود بگیرید.

و حال وصیتم به دوستانم اینست که همانطور که حسن ها و علیرضا ها و محسن ها و ابراهیم ها رفتند من هم راه آنان را پیدا کردم و می روم. بچه ها این را بدانید که روزی همه می رویم ، چه زود ، چه دیر . چه در وقت جوانی چه در وقت پیری ولی آنچه که مهم است اینست که در لحظه رفتن حسین گونه رویم یا در رختخواب در حالی که در خواب غفلتیم برویم. بچه ها هیچ عذر و بهانه ای باعث نرفتن به جبهه نمی شود و همان طور که امام ما فرموده هم اکنون رفتن به جبهه از فروع دین واجب تر است. اگر مسئله درس است مگر پیگانی و مشایخی و سروی همچنین مسئله ای نداشتند ؟ مگر آنها هم بدشان می آمد که درس بخوانند و مهندس و دکتر شوند و یک زندگی راحت داشته باشند. بچه ها خودمان را گول نزنیم که ما درس می خوانیم و دکتر یا مهندس می شویم بعد با استفاده از علممان به انقلاب خدمت می کنیم.

۱- امت هر چه شما کردید و اما وامیدهای او چرا که هر چه عزت و آبرو داریم ازو وجود اوست و بحق عزت او آبرو بخش ما دست از اطاعت او بر ندارید و قدرش را بدانید و پا به جای پای او نهید که ضامن عاقبت خیر دو دنیاست . عزیزان ! قدر شیعه امیر المؤمنین (ع) بودنتان را بدانید و تمسک بجویید بر این خانواده که حبل الله المتینند.

۲-خانواده عزیزم ! پدر و مادر بزرگوارم ! حق زیادی بر گردن من دارید و بدانید که از لطف شما شرمنده ام، حلالم کنید و بر این امتحان صبر کنید که : «ان الله یحب الصابرین»

۳- دوستان عزیزم ! حق زیادی به گردن من دارید، برای شما چیزی ندارم الا اینکه سبه خودتان برسید، توکل بر حق کنید و از عیب های من عبرت بگیرید و بدانید که اول امیدم به دوستان شهیدم می باشد که ذخایر عالم بقایند و بعد به شما که هنوز دستتان از دنیا کوتاه نشده است.

۴-بزرگان! دنیا مزرعه آخرت است. بیشتر بکارید تا بیشتر بدروید. مرگ را حق بدانید:

(کل نفس ذائقه الموت ) مردن را برای خود سخت نکنید. بیشتر به یاد این فقیر باشید که کار من با (یوم الحسرت) است ودستم خالی. همگی حلالم کنید.

حسین جواهریان۳۰/۹/۶۵  –  اذان ظهر